الشيخ عباس القمي
27
يازده رساله ( فارسى )
نمىشود و دو حاكم در يك شهر و دو نفس در يك بدن و دو سلطان در يك اقليم نگنجد ، بلكه باعث اختلال نظام آن خواهد شد ، و حق تعالى در كتاب شريف خود فرموده : « لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا » « 1 » و از حضرت اميرالمؤمنين ( صلواتُ اللَّه عليه ) روايت شده كه فرموده : اگر خداى ديگرى مىبود بايست كتابها و رسولان او نزد ما بيايند ! و اين برهانى قاطع است ، زيرا كه واجبُ الوجود بايد كه قادر بر كمال و فيّاض على الإطلاق باشد . هرگاه يك خدا صد و بيست و چهار هزار پيغمبر با معجزه و برهان براى معرفت و عبادت خود بفرستد و خلق را به سوى خود بخواند ، اگر - العياذ باللَّه - خداى ديگرى مىبود ، او نيز مىبايد اقلّاً كتابى و پيغمبرى براى شناسانيدن خود بفرستد و خلق را به سوى خويش هدايت كند و نگذارد كه اين پيغمبر بگويد خدا يكى است تا مردم گمراه نشوند . معانى نيست ؛ يعنى احوالى از براى او نيست كه عارض ذات اقدسش شود ، و صفات ثبوتيّه او عين ذاتش است ، زيرا كه اگر چنين نباشد و عالم باشد به سبب علم عارضى يا قادر باشد به سبب قدرت عارضيّه ، لازم آيد احتياج واجبالوجود به غير خودش چه آنكه اين معانى و اوصاف مُغاير ذات او مىشود و احتياج به غير باعث نقص و امكان است ، و نقص و امكان در واجبالوجود بالذات محال است . غنى است ؛ يعنى بىنياز است و در هيچ امرى محتاج به غير نيست ، زيرا كه وجوب وجودش اقتضا مىكند بىنيازى خود را از ما سواى خود ، و احتياج آنها را به سوى خود . مطلب دويم در عدل است يعنى خداوند عادل است و ظلم نمىكند ، زيرا كه ظلم كسى مىكند كه محتاج يا جاهل
--> ( 1 ) ( . انبياء ( 21 ) : 22 . )